روشن تر از خاموشی چراغی ندیدم / و سخنی ، به از بی سخنی نشنیدم ساکن سرای سکوت شدم / و صدره ی صابری در پوشیدم مرغی گشتم /چشم او از یگانگی / پر او ازهمیشگی در هوای بی چگونگی،می پریدم/کاسه ای بیاشامیدم که هرگز،تا ابد ازتشنگی او سیراب نشدم
+ نوشته شده در یکشنبه بیستم آذر ۱۳۹۰ ساعت 17:55 توسط رویا پاکدل
|