من دلم می خواهد ...

 

من دلم می خواهد ساعتی غرق درون ام باشم

عاری از عاطفه ها

تهی از موج و سراب

دورتر از رنگ و ریا

خالی از هر چه فراق

 

من نه عاشق هستم

و نه محتاج نگاهی که بلغزد برمن

من دلم تنگ خودم گشته و بس

من خودم هستم و تنهایی و یک حس غریب

که به صد عشق و هوس می ارزد ...

 

 

 

فاب خالی ...

 

آنان که پاییز را دوست ندارند . . .

 

 

 

آنان که پاییز را دوست ندارند

نمی دانند که

پاییز همان بهاری ست که

عاشق شده اشت .

دلم چه می خواهد ؟

 

 

 

دلم نه  عشق می خواهد
 نه  دروغ های بزرگ 
و  نه  بزرگ های پر ادعا

دلم تنها یک دوست می خواهد
که بشود با او حرف زد
و بعد پشیمان نشد . . .