خدایا ! آن گونه زنده ام . . .
شعری از شاملو برای زلزله
" احمد شاملو "
زندگی یک تصادف ست و مرگ یک واقعیت
آدم برحسب اتفاق به دنیا می آید
ولی مرگش قطعی ست . . .
خبر در گذشت نادیا دلداردگلچین
![]()
در گذشت درد ناک بازیگر سینما و تلویزیون " زنده یاد نادیا دلدار گلچین " را به جامعه ی هنری ایران و خانواده ی هنرمند و محترم شان ، تسلیت عرض می کنم.
او که بعد از سال ها درد و رنج در خاموشی و فراموشی این دنیا و هر آن چه را که آن را خواستنی تر و دلفریب تر کرده است برای اهل اش فرو گذاشت و گذشت . . .
سخنی از بودا
" بودا "
مهربانی را از درخت پرشکوفه آموختم
چون وقتی به او لگد زدم او به جای تلافی
بر سرم شکوفه ریخت .
بودا لقبی است که در آیین بودایی به هر کسی که به «روشنی» (بودهی) رسیده باشد اطلاق میشود گرچه از آن بیش تر برای اشاره به سیذارتا گوتاما بودا، بنیانگذار مذهب بودایی استفاده میشود.واژه ی بودا یعنی بیدار شده یا به عبارت دیگر، کسی که به روشنی رسیدهاست . . .
کلامی از " ابوسعید ابوالخیر "
ژیام تسلیت زلزله
قسمتی از نامه ی نیما یوشیج

قسمتی از نامه ی نیما یوشیج
اگر از این ساعت بدانم شعر و ادبیات من مفید حال جمعیت نیست
وفقط الفاظی محسوب می شود
آن راترک می گویم .

خدایت آزاد آفرید
پس آزاد و رها باش
و آزادی دیگران را نگیر
خـداونـد از نـگاه ملاصـدرا
خـداونـد از نـگاه ملاصـدرا
خداوند بی نهایت است و لا مکان و بی زمان
اما بقدر فهم تو کوچک میشود
و بقدر نیاز تو فرود می آید
و بقدر آرزوی تو گسترده میشود
و بقدر ایمان تو کارگشا میشود
و به قدر نخ پیر زنان دوزنده باریک میشود
و به قدر دل امیدواران گرم میشود
یتیمان را پدر می شود و مادر
بی برادران را برادر می شود
بی همسرماندگان را همسر میشود
عقیمان را فرزند میشود
ناامیدان را امید می شود
گمگشتگان را راه میشود
در تاریکی ماندگان را نور میشود
رزمندگان را شمشیر می شود
پیران را عصا می شود
و محتاجان به عشق را عشق می شود
خداوند همه چیز می شود همه کس را
به شرط اعتقاد
به شرط پاکی دل
به شرط طهارت روح
به شرط پرهیز از معامله با ابلیس
بشویید قلب هایتان را از هر احساس ناروا
و مغز هایتان را از هر اندیشه خلاف
و زبان هایتان را از هر گفتار ِناپاک
و دست هایتان را از هر آلودگی در بازار
و بپرهیزید
از ناجوانمردیهــا
ناراستی ها
نامردمی ها!
چنین کنید تا ببینید که خداوند
چگونه بر سر سفره ی شما
با کاسه یی خوراک و تکه ای نان می نشیند
و بر بند تاب، با کودکانتان تاب میخورد
و در دکان شما کفه های ترازویتان را میزان میکند
و در کوچه های خلوت شب با شما آواز میخواند
مگر از زندگی چه میخواهید
که در خدایی خدا یافت نمیشود؟
که به شیطان پناه میبرید؟
که در عشق یافت نمیشود
که به نفرت پناه میبرید؟
که در حقیقت یافت نمیشود
که به دروغ پناه میبرید؟
که در سلامت یافت نمیشود
که به خلاف پناه میبرید؟
و مگر حکمت زیستن را از یاد برده اید
که انسانیت را پاس نمی دارید ؟!
محبت را ذخیره نکنیم
یادمان باشد شاید شبی آن چنان آرام گرفتیم که
دیدار صبح فردا ممکن نشد
پس به امید فردا ها
محبت هایمان را ذخیره نکنیم .
اگر کسی را در حال گناه دیدی. . .
اگر شب هنگام کسی را در حال گناه دیدی
فردا به آن چشم نگاهش مکن
شاید سحرگاه نادم شده باشد
و تو ندانی . . .
ایرن زازیانس هنر پیشه ی ارمنی تئاتر و . . . در گذشت
نوشته ی مزار" صادق هدایت "
نه كسى تصميم خودكشى را نمى گيرد، خودكشى با بعضى ها هست. در خميره و در سرشت
آنهاست، نمى توانند از دستش بگريزند. اين سرنوشت است كه فرمانروائى دارد ولى در همين
حال اين من هستم كه سرنوشت خودم را درست كرده ام، حالا ديگر نمى توانم از دستش
بگريزم، نمى توانم از خودم فرار بكنم. بارى چه مى شود كرد. سرنوشت پُرزورتر از من است
هدايت سال ها قبل تصويرى شبيه آنچه پليس فرانسه در آوريل 1951 با آن مواجه شد را ترسيم كرده بود.
در زنده به گور و تاریک خانه
بت تراش " نادر نادر پور "

پیکر تراش پیرم و با تیشه ی خیال
یک شب ترا ز مرمر شعر آفریده ام
تا در نگین چشم تو نقش هوس نهم
ناز هزار چشم سیه را خریده ام
به بهانه ی سالروز خاموشی " احمد شاملو "

در گرماگرم این غروب سرد
تو با کلام سنگی ات
بر دل یخ زد ه ی کد ام حقیقت تلخ می کوبی؟
...
تو نشان یا نشانه ی چیستی ؟
وکدام گنج نهفته را درصله چکامه نگفته ات
به حراج خواسته ای
زلفکان پریشان سازها
دل به دلنواز سرود های سکوتت داد ه اند
تا غماهنگ فریاد های خاک گرفته دل را
با نوازشی رام ، آرام آرام
در کوچه های خاکی شعرت
سکوت کنند.
سیروس فتاحی - س. ساقی
باد می وزد . . .

باد می وزد
می توانی در مقابل اش هم دیوار بسازی
و هم آسیاب بادی
تصمیم با توست





